خانواده برتر

تبادل نظر درباره مسائل انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

جدیدترین مطالب
آخرین نظرات
موضوعات
پست های مهم

  • احساس شما در برخورد با یک خانم بی حجاب یا بدحجاب (۱۵۹۵ نمایش) - (۵ نظر)
  • همه تلاش من بی نتیجه موند (۱۶۷۱ نمایش) - (۴ نظر)
  • از شنیدن اینهمه خصومت آزرده ام و حالم گرفته ست (۲۸۲۰ نمایش) - (۳ نظر)
  • در برخورد با دخترا دست و پامو گم میکنم (۳۶۳۸ نمایش) - (۳ نظر)
  • از همه اقوام بدی دیدم دیگه میخوام تنها باشم (۳۹۳۱ نمایش) - (۸ نظر)
  • میل جنسی همسرم به شدت کاهش پیدا کرده (۴۱۴۴ نمایش) - (۱ نظر)
  • از بوی بدن همسرم بدم میاد (۴۲۱۷ نمایش) - (۱۵ نظر)
  • تردید برای انتخاب رشته پزشکی تعهد به خدمت یا فیزیوتراپی (۵۵۶۳ نمایش) - (۳ نظر)
  • به نظرتون یک خانم چطوری می تونه مستقل بشه؟ (۶۳۲۵ نمایش) - (۵ نظر)
  • آیا خواستگارم میتونه تو روابط جنسی نیاز هامو برطرف کنه؟ (۶۴۶۶ نمایش) - (۸ نظر)
  • مشکل ورم مغز نوزاد بعد از زایمان (۷۴۷۳ نمایش) - (۰ نظر)
  • چند سوال درباره عمل لیزیک چشم (۷۶۰۰ نمایش) - (۶ نظر)
  • قبل از عروسی همسرم فوت کرد الان برادرش خواستگارم شده (۱۰۳۴۰ نمایش) - (۲۴ نظر)
  • خانم های متاهل چرا از متاهلی گلایه دارید؟ (۷۵۵۷ نمایش) - (۴ نظر)
  • روش کاهش میل جنسی دختران مجرد (۷۸۱۹ نمایش) - (۵ نظر)
  • جبران ضعف بدنی بعد از ترک خودارضایی (۷۴۴۲ نمایش) - (۲ نظر)
  • تاثیر پوشیدن جوراب در رابطه جنسی (۷۷۵۲ نمایش) - (۱ نظر)
  • حس میکنم جایی که هستم حقم نیست. (۷۳۸۴ نمایش) - (۱۷ نظر)
  • چی کار کنم که دیگران از من برداشت بدی نداشته باشند؟ (۶۸۵۵ نمایش) - (۶ نظر)
  • عاشق مردی متاهل شدم !!! (۱۳۵۸۵ نمایش) - (۲۵ نظر)
  • چکار کنم که به خانواده همسرم فکر نکنم؟ (۶۷۵۴ نمایش) - (۷ نظر)
  • نظرتون درباره رشته روانشناسی چیه ؟ (۶۵۳۱ نمایش) - (۵ نظر)
  • بهترین راه برای از بین بردن ترک های پوستی چیه ؟ (۶۴۴۳ نمایش) - (۳ نظر)
  • ای قاضی مردم چی میگن آبادی آبادی آبادی (۶۴۲۴ نمایش) - (۲ نظر)
  • چه جوری ظاهر بشم که مورد توجه قرار بگیرم ؟ (۶۷۱۱ نمایش) - (۹ نظر)
  • درمان ریزش مو (۶۴۷۷ نمایش) - (۴ نظر)
  • مشکل کوچکی سینه (۷۱۵۴ نمایش) - (۵ نظر)
  • با صحنه خود ارضایی همسرم مواجه شدم ! (۱۳۷۳۸ نمایش) - (۵۴ نظر)
  • به خواهر دامادمون علاقه مند شدم ! (۶۳۸۸ نمایش) - (۵ نظر)
  • برای انتخابش دو دلم (۶۲۱۹ نمایش) - (۲ نظر)
  • بهش اجازه نزدیکی بدم ؟ (۶۶۴۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
  • دیگه هیچ امیدی به ادامه زندگی ندارم (۶۲۴۰ نمایش) - (۱۶ نظر)
  • کسی که عاشقمه رو بخاطر اینکه زود عصبانی میشه از خودم دور کنم؟ (۵۹۰۵ نمایش) - (۸ نظر)
  • خواستگار خوبی دارم ولی نمیتونه بیاد شهر ما (۶۱۰۶ نمایش) - (۴ نظر)
  • نمیتونم خواستگار سابقم رو فراموش کنم (۶۰۸۲ نمایش) - (۷ نظر)
  • جذب دانشگاه فرهنگیان برای شغل شریف معلمی (۵۸۷۲ نمایش) - (۱ نظر)
  • احساس میکنم وسط یک فیلم سینمایی گیر افتادم (۶۷۰۴ نمایش) - (۱۷ نظر)
  • دختر ها دوست دارن چطوری بهشون پیشنهاد ازدواج داده بشه ؟ (۵۸۴۲ نمایش) - (۱۰ نظر)
  • مادرم ذهنیت خانواده همسرم رو نسبت به من خراب کرده (۱۱۸۱۸ نمایش) - (۲ نظر)
  • معرفی پزشک (۵۶۳۵ نمایش) - (۰ نظر)
  • عاشق یکی از فامیلامون شدم ولی حرفی از ازدواج نمیزنه (۵۷۴۸ نمایش) - (۸ نظر)
  • تردید در نحوه شروع ارتباط با دختر مورد علاقه به منظور ازدواج (۵۶۹۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
  • چطوری با وجود لاغر بودنم براش تحریک کننده باشم ؟ (۱۰۸۹۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
  • شوهرم سنش از من کمتر (۵۹۲۷ نمایش) - (۸ نظر)
  • روش استفاده از براق کننده بدن (۸۵۷۱ نمایش) - (۱ نظر)
  • اگر مردی ارضا نشه کمردرد و دل درد میگیره ؟ (۶۳۸۱ نمایش) - (۴ نظر)
  • خواستگارم رو رد کردم ولی ازش خوشم اومده (۱۱۷۸۲ نمایش) - (۲۵ نظر)
  • احساس میکنم آلت تناسلی کوچکی دارم (۱۳۰۲۹ نمایش) - (۳۲ نظر)
  • شوهرم وسواس فکری داره (۵۳۶۱ نمایش) - (۱ نظر)
  • بعد از 4 روز عقد کردیم (۵۹۳۷ نمایش) - (۱۷ نظر)

  • گلینار به سوال کننده
    قبول دارم که چون جای شما نیسم نمیتونم واقعا درکت کنم . ولی ...
    ۳۰ شهریور ۹۷، ۰۶:۱۴ در پست : با صحنه خود ارضایی همسرم مواجه شدم !
  • به زن چاق بیچاره
    خواهش میکنم. عزیزم من خیلی مذهبی ام ولی تو این موارد به دعا ...
    ۳۰ شهریور ۹۷، ۰۵:۴۵ در پست : از بوی بدن همسرم بدم میاد
  • مهوش
    بابا ۱۲ سانت چیه اسباب بازیه مگه .من دو شوهر کردم اولیش ...
    ۲۹ شهریور ۹۷، ۱۳:۴۵ در پست : احساس میکنم آلت تناسلی کوچکی دارم
  • بیتا
    به دکتر نجار سلام والا به نظرم برای موفقیت باید یه سری ...
    ۲۹ شهریور ۹۷، ۰۱:۲۰ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • ناشناس
    سلام.بنده یکی از همون کاربرانی هستم که همون اوایل نظر دادم ...
    ۲۹ شهریور ۹۷، ۰۰:۳۵ در پست : با صحنه خود ارضایی همسرم مواجه شدم !
  • دخترماه پیشونی
    ب دکترنجار سلام:) بنظرم این سوالتونودرصفحه پسرانه وبلاگ ...
    ۲۸ شهریور ۹۷، ۰۰:۴۳ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • زن چاق بیچاره به به زن چاق بیچاره
    مرسی ،منم این کارایی که گفتینوانجامشون دادم ولی حیف که چاقی ...
    ۲۷ شهریور ۹۷، ۱۸:۳۵ در پست : از بوی بدن همسرم بدم میاد
  • دکتر نجار
    سلام.بچه ها بنظرتون با وضع موجود و تاثیر مستقیم معدل برای ...
    ۲۶ شهریور ۹۷، ۲۰:۴۴ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دختری
    😐این چه سوالیه اگه 12 ساااااانت کوچیکشه پس بزرگش چیه چه خبره اقا زیادیم داری
    ۲۶ شهریور ۹۷، ۱۶:۱۵ در پست : احساس میکنم آلت تناسلی کوچکی دارم
  • ...
    وقتی میگه الکل میخورم یعنی اهل روابط نامشروعم هست یه پسر که ...
    ۲۶ شهریور ۹۷، ۱۵:۵۰ در پست : خواستگارم رو رد کردم ولی ازش خوشم اومده
  • سوال کننده به گلینار
    عزیزم چطور میتونه حالم خوب باشه وقتی زندگیم از هم پاشید ! ...
    ۲۴ شهریور ۹۷، ۲۳:۱۷ در پست : با صحنه خود ارضایی همسرم مواجه شدم !
  • سوال کننده به پسرآریایی
    داداش درسته به من خیانت کرد ولی خب من دوسش داشتم و هنوزم ...
    ۲۴ شهریور ۹۷، ۲۳:۱۴ در پست : با صحنه خود ارضایی همسرم مواجه شدم !
  • مثه من
    واااای انگار دوست منو توصیف کردی من یه دوستی داشتم دقیقا ...
    ۲۴ شهریور ۹۷، ۰۵:۳۶ در پست : چطوری به صورت محترمانه با دوستم قطع ارتباط کنم؟
  • به زن چاق بیچاره
    نگران نباش من که لاغر و خوش اندامم  هم خیلی عرق میکنم وقتی ...
    ۲۴ شهریور ۹۷، ۰۵:۱۴ در پست : از بوی بدن همسرم بدم میاد
  • خانوم متأهل
    چه فجیع !!!! خدا شفا بده هم خودتو هم مامانتو !!!! من جای تو ...
    ۲۴ شهریور ۹۷، ۰۵:۰۵ در پست : بعد از 4 روز عقد کردیم
  • ناشناس
    نه جذابه نه میخوام باهاش ارتباط پیدا نه هیچی دیگه اتفاقا ...
    ۲۴ شهریور ۹۷، ۰۵:۰۲ در پست : احساس شما در برخورد با یک خانم بی حجاب یا بدحجاب
  • به بنده خدا
    با کامنتت خیلی مخالفم. چون همه کامنتت یه حرف بیشتر نداش و ...
    ۲۴ شهریور ۹۷، ۰۴:۴۱ در پست : رابطه جنسی با اقوام پیش از ازدواج
  • گلینار
    وقتی میام اینجا می بینم خانوما اینقد خیانت میکنن از هر چی ...
    ۲۴ شهریور ۹۷، ۰۴:۰۵ در پست : عاشق مردی متاهل شدم !!!
  • گلینار
    سوال کننده عزیز دیدم تو کامنت ها نوشتین از همسرتون جدا ...
    ۲۴ شهریور ۹۷، ۰۳:۴۸ در پست : با صحنه خود ارضایی همسرم مواجه شدم !
  • گلینار
    به نظرم اگه خودتون تا حالا دوس دختر و رابطه قبل از ازدواج ...
    ۲۴ شهریور ۹۷، ۰۳:۴۳ در پست : با صحنه خود ارضایی همسرم مواجه شدم !
  • گلینار
    ایشالا هرچی زودتر آبروی دختر و مرد متأهل بره چون هیچ دلیلی ...
    ۲۴ شهریور ۹۷، ۰۳:۰۰ در پست : محرمیت با مرد متاهل
  • پسر آریایی
    به  آقای سوال کننده  که این طور .. من واقعا نمیفهمم شما ...
    ۲۱ شهریور ۹۷، ۲۱:۱۴ در پست : با صحنه خود ارضایی همسرم مواجه شدم !
  • پسر آریایی
    با شکاک موافقم . یعنی ما خودمون رسم نداریم توی عقد رابطه ...
    ۲۱ شهریور ۹۷، ۲۱:۱۱ در پست : قبل از عروسی همسرم فوت کرد الان برادرش خواستگارم شده
  • شکاک
    باکره ای؟؟ پس چطور فهمیدی اون مرحوم مشکل جنسی داشت٫ تو که عقد کردی
    ۲۱ شهریور ۹۷، ۱۴:۴۴ در پست : قبل از عروسی همسرم فوت کرد الان برادرش خواستگارم شده
  • نفیس
    سلام شما سعی کن چاق بشی شاید سخت باشه ولی سعی کن حداقل یکم ...
    ۲۱ شهریور ۹۷، ۱۴:۴۰ در پست : چطوری با وجود لاغر بودنم براش تحریک کننده باشم ؟
  • سوال کننده به دختر ماه پیشونی
    بسیار ممنونم از شما خیلی امیدوارم کردید ماه اول که خیلی ...
    ۲۱ شهریور ۹۷، ۱۴:۳۹ در پست : با صحنه خود ارضایی همسرم مواجه شدم !
  • سوال کننده به پسرآریایی
    به پسرآریایی با همدیگه ازدواج که نکردن ولی خب اینطور که ...
    ۲۱ شهریور ۹۷، ۱۴:۳۵ در پست : با صحنه خود ارضایی همسرم مواجه شدم !
  • خ ا
    چطور اندازه میگیرید؟ اولا باید نعوظ بشه خوب پس باید یه ...
    ۲۰ شهریور ۹۷، ۲۳:۳۶ در پست : احساس میکنم آلت تناسلی کوچکی دارم
  • دخترماه پیشونی
    ب نهال سلام نه هنوز:(
    ۲۰ شهریور ۹۷، ۱۶:۳۰ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • پسر آریایی
    به خانوم نرگس فکرکنم همشهری باشیم. شهرشما یک امام زاده ...
    ۲۰ شهریور ۹۷، ۱۳:۴۹ در پست : احساس شما در برخورد با یک خانم بی حجاب یا بدحجاب
  • *
    مگه خون چاقا از خون لاغرا رنگی تره؟
    ۱۹ شهریور ۹۷، ۱۹:۴۸ در پست : چطوری با وجود لاغر بودنم براش تحریک کننده باشم ؟
  • امیر
    تو حموم لیف نمیکشه همین  نصف مردا همینجوری هستن میرن حموم ...
    ۱۹ شهریور ۹۷، ۱۶:۱۰ در پست : از بوی بدن همسرم بدم میاد
  • امیر
    خودتو یکم جمع کن پسر  خیلی بده هااا
    ۱۹ شهریور ۹۷، ۱۶:۰۸ در پست : در برخورد با دخترا دست و پامو گم میکنم
  • نرگس
    من خودم یکی از شهرای نزدیک اصفهان زندگی میکنم ...
    ۱۹ شهریور ۹۷، ۱۵:۳۹ در پست : احساس شما در برخورد با یک خانم بی حجاب یا بدحجاب
  • نرگس
    سوال خوبیه ! منم یه دخترم و از نظر من دخترا هایی که موهاشون ...
    ۱۹ شهریور ۹۷، ۱۵:۲۹ در پست : احساس شما در برخورد با یک خانم بی حجاب یا بدحجاب
  • نهال
    به دختر ماه پیشونی شما شروع کردی؟
    ۱۹ شهریور ۹۷، ۰۹:۵۳ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • نهال
    سلام به بیتا مرسی شما خوبین؟ راستی میدونین چی شد؟ تو یه ...
    ۱۹ شهریور ۹۷، ۰۹:۵۲ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • سالینا
    به نظرم اینجور مردا بهتر عمل میکنن چون چیزی ندیدن که ازش ...
    ۱۸ شهریور ۹۷، ۰۰:۲۰ در پست : آیا خواستگارم میتونه تو روابط جنسی نیاز هامو برطرف کنه؟
  • مهدی جباری
    سلام و وقت بخیر. بی حجاب بودن و بدحجاب بودن بحث خیلی ...
    ۱۷ شهریور ۹۷، ۱۵:۰۰ در پست : احساس شما در برخورد با یک خانم بی حجاب یا بدحجاب
  • پسر آریایی
    با کاربر پسر  هم موافقم
    ۱۶ شهریور ۹۷، ۲۱:۳۸ در پست : همه تلاش من بی نتیجه موند
  • پسر آریایی
    چرا اینقدر حماقت ؟؟ راستی یعنی شما یک نفر دیگه رو دوست ...
    ۱۶ شهریور ۹۷، ۲۱:۳۷ در پست : همه تلاش من بی نتیجه موند
  • پسر
    هرکی فهمید که بریدی می خواد از تنت بِبُره واسه شیر خسته ...
    ۱۶ شهریور ۹۷، ۲۰:۱۴ در پست : از شنیدن اینهمه خصومت آزرده ام و حالم گرفته ست
  • پسر
    سلام زیاد سخت نگیر این  ناراحتیت  برای اینه که  داری خیلی  ...
    ۱۶ شهریور ۹۷، ۱۹:۴۸ در پست : همه تلاش من بی نتیجه موند
  • دخترماه پیشونی
    ب دکترنجاروب بیتا اوکی☺
    ۱۵ شهریور ۹۷، ۱۴:۰۰ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • مهدیه
    متاسفانه این دیدگاه سربار بودن، به خانمها توی خیلی از ...
    ۱۵ شهریور ۹۷، ۰۲:۴۴ در پست : از شنیدن اینهمه خصومت آزرده ام و حالم گرفته ست
  • بیتا
    به دختر ماه پیشونی:آها چه جالب تشابه نام کاربریه.☺
    ۱۴ شهریور ۹۷، ۲۱:۳۵ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دکتر نجار
    ب دختر ماه پیشونی اسم کاربری ندارم اکثرا خوانندم
    ۱۴ شهریور ۹۷، ۲۰:۰۰ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • دخترماه پیشونی
    ب بیتا سلام😊 اره اونم اسمش خانواده برتره khbartar.blog.ir ب ...
    ۱۴ شهریور ۹۷، ۱۶:۵۵ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها
  • بیتا
    سلام سوال کننده گرامی: منظورتون اینه که کنکور تجربی دادید و ...
    ۱۴ شهریور ۹۷، ۰۳:۵۳ در پست : همه تلاش من بی نتیجه موند
  • بیتا
    به نهال : سلام نهال خانم خوب هستین؟نبودی چند وقته:) ای وای ...
    ۱۴ شهریور ۹۷، ۰۰:۳۴ در پست : صفحه اختصاصی کنکوری ها


  • چکار کنم که به خانواده همسرم فکر نکنم؟

    • ۰۰:۴۲
    من خانومی 27 ساله هستم و همسرم 31 ساله. ما 5 ساله ازدواج کردیم. 2 سال و نیم نامزد بودیم و 2سال و نیمم هست زندگیه مشترکمونو شروع کردیم. همسر من تک پسره ولی به هیچ عنوان از اون تک پسرای لوس و ناز نازی نیست و از نظر اخلاقی خیلی مرد خوبیه و خیلی هم منو دوست داره و بهم وابستس. ولی متاسفانه مادر همسرم خیلی شدیدتر به همسرم وابسته هست و با وجود 4 تا دختر انگار فقط همسر من بچشه و تمام توجهش معطوف به همسرم و زندگیه ماست و به همین جهت هم مشکلات زیادی برای ما پیش اومده. دوران نامزدی ما سراسر تنش و درگیری و کشمکش بود. خانواده همسرم از نظر فرهنگی در سطح خیلی پایین تری از خانواده من هستن و خیلی قدیمی فکر میکنن و انتظار دارن تفکر منو خانوادمم مثل خودشون باشه و هر رفتاری داشتن ما ناراحت نشیم ولی متاسفانه بخاطر بدرفتاری ها و زخم زبونا و دخالتای بیجا و بیش از حد مادر شوهرم و دختر بزرگش خانواده ها با هم دعوا کردن زندگیه ما به سمت طلاق  رفت و من 17 روز منزل پدرم بودم ولی با وساطت بزرگای فامیل منو همسرم با خانواده ها آشتی کردیم و به زندگیمون برگشتیم اما خانواده ها همچنان با هم دشمنی و مشکل دارن و صحبت نمیکنن. مادر شوهرم انتظار داره ما 24 ساعت منزل اونا باشیم و تمام رفت و آمدا و برنامه های زندگیه ما زیر نظر اون و با رضایت اون باشه. هرجا که دوس داشت بریم هرجا هم اون دوس نداشت نریم و با هر کس که اون صلاح دونست رفت و آمد کنیم. با خانواده من یا دوستان تفریح میریم اوقات تلخی پیش میاره و دوس داره همیشه و همه جا آویزونه ما باشه و بعدش از دماغمون در میاره که چرا با اون نرفتیم فلان جا. با رفت و آمد من با خانوادمم مشکل داره و تفکرش اینه که دختر که رفت خونه شوهر باید قید خانوادشو بزنه و هر چی خانواده شوهر گفتن بی چون و چرا قبول کنه. تمام این دعو اها و قهر ها هم بخاطر همین انتظارشه که هنوزم ادامه داره و زندگیو به کام من تلخ کرده. هر کاری ازش بر بیاد انجام میده که منو همسرمو از خانوادم دور کنه. چون فک میکنه ما بچشو ازش گرفتیم و تحمل دیدنه احترام گذاشتن همسرم به خانواده منو نداره. من نمیتونم با این قضیه کنار بیام و خیلی فشارعصبی بهم وارد میشه. اعصابم ضعیف شده دستم میلرزه خیلی زود عصبی میشم و پرخاشگرشدم و زود اشکم در میاد. به هیچ عنوان از خانواده همسرم راضی نیستم و حتی توی خانواده پدری و مادری و بین غریبه ها هم کسر شأنم میشه که بگم اینا خانواده شوهرم هستن. من از نظر ظاهری هم خیلی از همسرم سرترم و همیشه همه اینو به خانوادم میگن که دخترتونو حیف کردین ولی همسرم از نظر اخلاقی خیلی مرد خوبیه و من همیشه بهش حس ترحم دارم و به همین خاطرم تا حالا تحمل کردم و ازش جدا نشدم. الانم چند وقتیه همسرم خیلی اصرار داره بچه دار بشیم. ولی من خیلی تردید دارم و فک میکنم با اومدن بچه تنش ها بیشتر میشه و مادر شوهرم توی تربیت بچه هم اظهار نظر میکنه و از نظر رفت و آمد با خانوادم بازم برای من مشکل سازی میکنه. من از هر راهی وارد شدم. بهش نزدیک شدم. محبت کردم. کادو خریدم. جشن گرفتم براش. باهاش قهر کردم فاصله مو بیشتر کردم. باهاش با احترام حرف زدم. باهاش بحث کردم و دعوا کردم و گریه کردم. اما هیچ چیزی روش تاثیر نداشت و اون به کاراش ادامه داد. هدیه مو بهم پس داد. نفرینم کردن. توهین کردن. مستقیم جلوی روم به خانوادم توهین میکنه و انتظار داره سکوت کنم.حتی واسه بچه دار شدنم برام اظهار نظر کرد و گف انشالله رنگ دختر نبینم و هرچی میارم پسر بشه. درحالیکه من عاشق دختر بچه ام. خلاصه اینکه من خیلی دچار تردیدم و توی زندگیم احساس بلاتکلیفی میکنم. از یه طرف دوس ندارم تا آخر عمرم به همسرم ترحم کنم و دوس دارم با عشق کنارش باشم ولی متاسفانه این مشکلات منو نسبت به همسرمم دلسرد میکنه. چون میگه مادر من درست بشو نیست و منم یه دونه ام مجبورم کاراشو تحمل کنم. تو هم اگه میتونی با شرایط من کنار بیای بمون ولی اگه اذیت میشی من مانع خوشبختیت نمیشم برو ازدواج کن. حالام من موندم با یه دنیای مبهم پیش روم که نمیدونم چی قرار سر زندگی و  آیندم بیاد. بچه دار بشم یا نه؟ همیشه یه گوشه ذهنم طلاق هست. ولی بخاطر خانوادم که خیلی روی من حساس هستن و غصه میخورن و شوهرم که میدونم بعد جدا شدن شاید هیچ کسی مثه اون سر راهم قرار نگیره، نمیتونم طلاق بگیرم. ناگفته نماند مادر شوهرم خیلی هم اهل دعانویسی و جادو جنبله. به حدی که کارایی کرده که باعث شده شوهرم که انقدر عاشقمه خودش میگه همش حس میکنم دعایی کردن منو. همش دلم میخواد باهات لج کنم. بزنمت بهت گیر بدم. درحالی که جونم برات در میاد. من خودم چندبار به چشم دیدم کارای مشکوک میکرد تو خونمون. حتی برای جواب  منفی بود ولی  همچین چشم بسته و بدون تحقیق و خیلی سریع جواب مثبت گرفتن و همه چی خیلی زود اتفاق افتاد. حالا به لطف خدا از همسرم راضیم ولی ازحانوادش اصلا. خواهش میکنم راهنماییم کنین چکار کنم. این بلاتکلیفی و سردرگمی داره ذره  ذره جسم و روحمو میخوره و آب میکنه. آیا با این شرایط من بچه دار شدن کار عاقلانه ایه؟ چکارکنم که به زندگیم دلگرم بشم و به خانواده همسرم فکر نکنم؟


    zeinab
    عزیزم واگذارش کن به خدا، سخته اما حتما راهی هست . به نظرم اگه امکانش هست برین یه جایی که کمی ازخانواده شوهرت دور باشی، دوری و دوستی! وقتی از هم دور باشین تنش ها هم کمتر میشه . به همسرتون بگین دوسش دارین و انتظار دارین که ازتون جلوی مادرش دفاع کنه بدون اینکه بهش بی احترامی کنه . میدونم این کار شاید فایده چندانی نداشته باشه اما حداقل مایه دلخوشی شماست و احساس میکنید جلوی خانوادش تنها نیستید
    احمد
    بهترین راه همینه که یه کم از مادرشوهرتون دور بشین،هم شما هم همسرتون. روابطتون رو با خانواده همسرتون کمتر کنید.یه جوری فاصله رو زیاد کنید مثلا یکبار در هفته بیشتر هم رو نبینید.
    از جروبحث خودداری کنید سعی کنید  اصلا به حرفاش اهمیت ندید قبول کنید اخلاقش همینجوریه و تغییر نمیکنه برای همین برای راحتی خودتون هم که شده سعی کنید به حرفاش اهمیت ندید و براتون مهم نباشه. فکر کنید با دیوار حرف میزنه.خودتون رو بی خیال بگیرید.
    حرف زینبم خوب بود،همسرتون به حالت ناراحت و جدی بتونه به مادرش بگه کمتر گیر بده احتمالا یه کم کوتاه بیاد.

    حس ترحم برای یه زندگی دونفره خیلی بده خواهشا این حرفو نزنید ترحم یعنی فقط بخاطر اینکه دلتون براش میسوزه باهاش زندگی میکنید و زیاد دوسش ندارید.
    برای بچه هم یه کم دیگه صبر کنید چون بچه بیاد بیشتر مادرشوهرتون رو میبینید شما هم  تحمل ندارید،باز خیلی ناراحت میشید. 
    این جادو جنبل ها روی آدمی که واجبات روزانه اش رو انجام میده و مومن هست هیچ تاثیری نداره،نگران نباشید.
    *احمد*
    با سلام جنگ بین مادر شوهر و عروس از قدیم تا امروز بوده و پایانی هم نخواهد داشت فقط شدت ان کم و زیادتر میشه از نظر خانواده شوهر عروس مثل دزدی است که پسرشونو برده و از اونا دور کرده  و دیگه مال اونا نیست به نظر بنده همسر شما میتونه نقش مهمی برای حل این مشکل ایفا بکنه سعی کنه وابستگیش به خانوادش کمتر کنه یاد بگیره که دیگه زندگی مستقلی داره باید مسئولیت پذیر باشه در عین حال با سیاست و تفکر خانواده خودش رو هم راضی نگه داره شما هم زیاد حساسیت نسبت به این موضوع نشان ندهید زمان همه چیو درست میکنه موفق باشید.
    ناشناس
    هرکاری کرد هرچی گفت همونو در مورد دختراش به کار ببر بگو هروقت خواهر شوهر هام اینجور بودن منم میشم.ببین باید از یه جایی دیگه کوتاه نیای نجابت زیادی نجاست میاره از خودت ضعف نشون نده وگرنه حریف روز به روز بیشتر اذیت میکنه.جوری رفتار کن تا بفهمه نمیخوای یه چیزایی رو بهش بگین. از عمد کفرش دربیار جوری که به نفع تو تموم بشه.این ترسم بذار تو جونش که اگر تمومش نکنه مهریه  رو میگیرم از پسرت اونوقته که باید بخاطر پسرش کوتاه بیاد .واسه کارات دلیل موجه بیار مثلا اگر یه مدت نرفتی خونشون شاکی شد بگو کار داشتم نشد بیام در مورد خانواده خودت حرف نزن پیششون سعی کن در بی خبری باشن اینجور بهتره مجبوره بیاد سمتت واسه خبر گرفتن اونوقته که میخ رو بکوب .
    سنگ صبور
    ممنون از نظرات خوبتون. یکم دلگرم شدم. انشالله که درست بشه. چون واقعا دیگه بریدم. بعد پنج سال هیچی بهترنشده که بدترم شده. فقط توکلم بخداست. انشالله خودش هدایتش کنه😢😢
    بیتا
    خدا خودش عاقبت همه ما رو بخیر کنه،فعلا تنها گزینه برای شما پیدا کردن شغل برای همسرتون اونم خارج از شهر اقامت خودتون هست یعنی بنظرم اگه نقل مکان کنین بهتر باشه چون به قول زینب دوری و دوستی،حداقل شما که برین از اونجا،خانواده هاتون که نمیرن همدیگرو ببینن، و اینکه دیگه خودشون هم  نمیتونن بهتون سخت بگیرن چون نمیتونن شما رو ببینن حداقل و بهترین کار برای شما اینه فعلا،دختر دایی من هم همسر یک اقایی شد که خب مادرش براش ابرو نذاشته بود تو در و همسایه ها هر جا میرفت یه حرفی درست میکرد خوبی میکرد جوابش بدی بود،اون با خواهر شوهرش دوست بوده و از این طریق اشنا شدن ولی بعدش به لطف مادر پسره خواهرای پسره هم از دختر بیچاره دل کندن و باهاش بد شدن،دختر داییم خیییلی لاغر شده بود خیلی گریه میکرد وقتی رفته بود دکتر،دکتره وقتی دیده گریه میکرده بهش گفت حتما مادر شوهرت باهات بد هست حتی تا مرز سکته هم پیش رفت باورتون نمیشه،حتی یک مدت پسره رو هم خام کرده بودن و خود پسره هم باهاش بد بوده تا اینکه وقتی فهمیدن پسره دفته بیرون،مادره و دختراش رفتن خونه اونا و هر چی میدونستن بار دختره کردن دیگه این هم از تنگی نفس نفس و بغض نزدیک بوده خفه بشه که باباش همون لحظه به دادش رسیدن،
    بعدشم که به پیشنهاد همگی،بار زدن و رفتن یک شهر دیگه الانم یک دختر داره و یکی هم تو راهه:)) قراره خوشبخت باشه ادم هر جای دنیا بره میتونه خوشبخت باشه ولی قراره بدبخت باشه هم توی شهر خودش باشه هم اوضاع همینه بهتر نمیشه،الانم زندگی سرشار از ارامش دارن
    براتون زندگی توأم با ارامش را خواستارم
    ببخشید که طولانی شد.
    بهار
    چه مادرشوهری ،خدانیاره ،خوشحالم مادرشوهر ندارم ،مادرشوهرم وقتی شوهرم 19سالش بوده فوت شده ،خدا به تو باهمچین مادرشوهری صبر بده ،من بودم صددرصد طلاقمیگرفتم
    نظر شما تائید خواهد شد اگر عاری از توهین، تحقیر، تهمت، تمسخر، شایعه پراکنی و نظرات گمراه کننده باشد.
    لطفا در مورد موضوع اصلی پست نظر بدید و برای بحث های جدید ، سوال یا مطلب جداگانه ارسال بفرمائید.
    نظراتی که خصوصی ارسال می شوند قابلیت نمایش عمومی (در این صفحه) را ندارند.

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    به سایت خانواده برتر خوش آمدید.
    هدف ما از ایجاد این سایت ، فراهم آوردن محیطی ساده و کارآمد برای مشورت آزادانه در مورد مسائل ازدواج ، روابط زناشویی ، روانشناسی ، پوست و مو ، پزشکی ، کسب و کار و ... است. منتظر مطالب و نظرات ارزشمند شما هستیم.
    دنبال کنندگان ۴۰۰+ نفر
    خانواده برتر را دنبال کنید
    Designed By Erfan Seo by GoogleBartar.ir Powered by Bayan
    scroll bar code